محمد مهدى ملايرى

104

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نظام اجتماعى در ايران و طبقهء دهقانان در اين‌جا اين نكته را نمىتوان ناگفته گذاشت كه آنچه انجام چنين كار بزرگى را در زمان انوشروان امكان‌پذير ساخته بود ، گذشته از آمادگيهاى ادارى و فنى لازم ، نظام اجتماعى ايران و وجود طبقهء دهقانان بود ، كه جمع‌آورى خراج را در ابواب جمعى خود برعهده داشتند . اين دهقانان از آن‌رو كه از يك‌سو خود از طبقات ممتاز بودند و جزء تشكيلات ديوان و دولت به شمار مىرفتند ، و از سوى ديگر با زمين و كشاورزان سروكار داشتند و غالبا در ده و روستا و در ابواب جمعى خود مىزيستند و با روستائيان محشور و از مسائل ده و روستا به خوبى آگاه بودند ، عامل مهمى گرديدند تا اين طرح به صورتى اجرا گردد كه هم باعث رضاى دولت و هم موجب آبادى روستاها و هم مايهء رفاه روستائيان گردد ، كه به گفتهء طبرى « مردم در معاش خود قوّت يافتند » و به گفتهء ابن بلخى « چون بر اين طريق قانون خراج بنهاد ، بر استمرار تخفيفى تمام در حق رعايا پيدا گشت و جهانى روى به آبادانى نهاد و به اتفاق جهانيان او را عادل لقب نهادند » « 1 » . و مىتوان انگاشت كه به سبب همين ويژگى در نظام ديوانى ايران بوده كه چنان كه گذشت از نخستين كارهاى سعد ، فاتح قادسيه اين بود كه دهقانان را گرد آورد و آنها را نسبت به آنچه در نظام قديم برعهده داشتند همچنان متعهّد ساخت ، يعنى به آنها گفت كه همچنان به كار و انجام وظائف خود ادامه دهند و از آن‌پس خود را در برابر نظام جديد پاسخگو بدانند . و همين امر هم باعث گرديد كه در گيرودار جنگ‌ها و آشفتگىهاى دورانى كه آن را دوران فتوح خوانده‌اند به ديوان خراج و سازمان‌هاى مختلف آن كه همچنان زير نظر دبيران و ديگر ديوانيان ايرانى به كار خود ادامه مىدادند چندان آسيبى نرسد ، و اين دستگاهها همچنان پويا و استوار برجا بمانند « 2 » .

--> ( 1 ) . ابن بلخى ، فارسنامه ص 108 . ( 2 ) . توضيح بيشتر را در جلد اول همين كتاب از ص 8 به بعد خواهيد يافت .